|
نوبت میرسه به ترکی که من علاقه ی خیلی زیادی بهش دارم
موسیقی ای با حال هوای عشق به شهر و دیار و وطن
با صدای بسیار خاطره انگیز ناصر رزازی از خوانندگان بزرگ
کردی
ناصر رزازی از خوانندگانی هست که کارهاش بخاطر اینکه حال
هوای ملموسی داره ، معمولا جزو آهنگها و اشعاری میشن که
مردم در خاطرشون میمونه و خیلی وقتا برا دل خودشون میخونن
با آهنگسازی زیبایی که داره و واقعا لذت بخشه ، و صدای
سازهای دیوان و دوزله که زیبایی این کار رو چند برابر کرده
بارگه ی خمم هه لگرتو هاتمه و بو شارکم
هاتم براو دیاری شنگی کس و کارکم
بو باوشی دسوزی دایکه دل سوتاوکم
تاکو بزانه چندا به سوی آزرکم
- کوله بار غمم را بر دوش گرفتم و به شهر و دیار خود
بازگشتم
- آمدم به سوی دیار آبا و اجداد و عزیزانم
- آمدم به آغوش پر مهر مادر دل سوخته ام
- تا که بداند که چه به روزگارم آمد
هاتم وک و شماله ی گل و گلا بدوینم
پاییزی غریبی دل به جاری هل ورینم
که نم نمه ی باران بم ، ایویش آوینه ی باخ بن
هرچن له لیتان دور بم هنیسک و آهی ناخ بن
- آمده ام چون نسیم (باد شمال) به مصاحبت شاخ وبرگها
- که پاییز غریبانه ی دل را به یک باره زمین بگذارم
- که من نم نم بارانم وشما بهاروامید باغ وجود من هستید
- هرچند که از شما دور باشم اما شما عزیز و دل و جان من
هستید
دلم پرسه خانه یه سه رم به فری زستانه
هه میشه خه م له چاوما بالاترین میوانه
وه ک بالنده ی لانه واز ته ره وبی ناو نیشانم
چه ن شیرینه که ده لیم من خلکی کوردستانم
- دلم غمکده است وپیر گشته ام
- همیشه غم میهمان بالا نشین چشمان من است
- چون پرنده ایی آواره وبی آشیانه ونام ونشان هستم
- دلخوشی من هنگامی است که میگویم کردم واهل کردستانم
اگر مایل باشید ، من هم به شما توصیه میکنم رفقا
کیفیت : 128 KBPS - زمان : 5:51
- اندازه : 5.4 MB
|